خرید بک لینک

وقتی داخل قهوه خونه «بابا» شدم. آه تا یادم نرفته بگم بابا لقب قهوه چی مهربان محله مون بود که آنقدر به همه مهربونی می کرد و غم خوار مسافرای تو راه مونده و نمونده بود همه بهش لقب بابا داده بودند. چه شب هایی نبود که بابا به اونایی که جایی رو نداشتند تشکی برای خواب و بالشی برای آرامش می داد. تازه پیش ارباب ضامن می شد و کار هم براشون می گرفت. طعم چای قهوه خونه بابا بخصوص با اون لیمو ترش خشکیده اش رو تو هیچ جای دنیا نداشت.

برچسب: نویسنده: فاطمه کوشکی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 3:08

صفحه بندی